معارفنا: شاگرد آیتالله حاج آقا رحیم ارباب گفت: خمس را باید دو قسمت کنند. یک قسمت آن سهم سادات است که بنابر احتیاط واجب باید با اذن مجتهد جامع الشرایط به سید فقیر یا سید یتیم، یا به سیدى که در راه درمانده شده بدهند و نصف دیگر آن سهم امام است که در این زمان باید به مجتهد جامع الشرایط بدهند و در صورت عدم مطالبه مجتهد، به مصرفى که او اجازه مىدهد برسانند اما فتوای آیتالله حاج آقا رحیم ارباب این بود که هردو را یعنی سهم امام و سهم سادات را باید به سادات بدهند و ایشان نماز جمعه را واجب عینی میدانستند.
آیتالله سید باقر آیت میردامادی، نماینده آیتالله العظمی نوری همدانی، استاد اخلاق، فقیه و مجتهد مکتب اهل بیت(ع)و امام جماعت مسجد جامع امام رضا(ع) در گفتگو با پایگاه تحلیلی معارفنا، به گوشهای از زندگی آیتالله حاج آقا رحیم ارباب(ره) اشاره کردند که در ادامه میخوانید.
شاگرد آیتالله حاج آقا رحیم ارباب گفت: آیتالله حاج آقا رحیم ارباب، مردی بزرگ و شخصیتی با عظمت که قدر او در تاریخ مجهول است.
نویسنده و پژوهشگر حوزوی ادامه داد: مدت زیادی است که آیتالله حاج آقا رحیم ارباب را در اصفهان زیارت کردم و همان روزهای اول که با ایشان آشنا شدم ارادت، علاقه و عشق قلبی به ایشان پیدا کردم چون ایشان مردی عارف، عالم، دانشمندی متدین، حکیم و فیلسوفی عارف و فقیه و مجتهدی مسلم بود در درس ایشان که در مسجد کوچکی بود در نزدیکی منزلشان خدمتشان رسیدم که درس فقه و اصول میگفتند و اینجانب در درس فقه و اصول ایشان شرکت میکردم. قبل از ظهر یک ساعت به ظهر مانده حدود ساعت یازده ایشان میآمدند و در همان مسجد کوچک که به نام ایشان معروف شده بود و جمعی از طلاب، بزرگان، علماء و مجتهدین هم از درس آیتالله حاج آقا رحیم ارباب استفاده میکردند.
آیتالله سید باقر آیت میردامادی افزود: من در این موقع در حدود 30 سال بیشتر از عمرم نگذشته بود ولی در درس ایشان شرکت میکردم و مطالب را یادداشت مینمودم. این مرد بزرگ امتیازاتی دارد که شاید این امتیازات کمتر در بین اهل علم شنیده شده باشد. اول اینکه این مرد عمامه به سر نداشت و با کلاه مشکی پوستی و یک قبا و عبا ملبس بود. علتش این بود که از ایشان سؤال شد که چرا عمامه به سر نمیگذارید؟ ایشان لبخندی زدند و فرمودند: من هر چه فکر کردم لیاقت عمامه ندارم؛ عمامه برای پیغمبر و امامان است که ارث به علماء رسیده است اما من خودم را قابل این مقام ندیدم.
این خیلی عظمت است یک فردی که در اجتهادش شک و شبههای نبود با آیتالله العظمی بروجردی هم درس و هم بحث بود و در اصفهان در درس مرحوم آیتالله العظمی سید محمد باقر درچهای شرکت میکرد. با وجود این مطلب ایشان میگفتند من عمامه را بالاتر میدانم که بر سر بگذارم خود را قابل این کار نمیدانم عجیب است این مرد؛ و ایشان در درس بیشتر جواهر الکلام را میگفتند از روی کتاب میخواندند و تفسیر، معنا و تحقیق میکردند و یک رأی را انتخاب میکردند و آن را به طلاب و روحانیون در کلاس تدریس میکردند.
علاقه ویژه آیتالله حاج آقا رحیم ارباب به سادات
امام جماعت مسجد جامع امام رضا(ع) گفت: مسئله دوم که از خواص این مرد و از مختصات این شخصیت بزرگ بود به سادات علاقه ویژهای داشت که شاید بیسابقه باشد که ایشان شاگردانی داشتند که سید بودند و کوچکترین شاگردان ایشان بنده بودم که آن موقع عمامه به سر داشتم و علمایی بودند که سید بودند و درس ایشان میآمدند و موقعی که درس تمام میشد و میخواستند از مسجد بیرون بیایند؛ حاج آقا رحیم ارباب تمام سادات را جلو میانداختند با اینکه شاگردانشان بودند و پیششان درس میخوانند ولی در عین حال اینقدر این مرد بزرگوار، ولایتی و طرفدار و دوست اهلبیت(علیهمالاسلام) بود میگفت شما اولاد حضرت زهرا(س) هستید، شما فرزند پیغمبر هستید باید جلوتر از بنده باشید و من پشت سر شما بیایم و این خصوصیات اخلاقی ایشان منحصر به فرد بود.
فتوای منحصر به فرد آیتالله حاج آقا رحیم ارباب در مورد خمس
آیتالله سید باقر آیت میردامادی گفت: آیتالله حاج آقا رحیم ارباب از نظر اجتهادی و مدارک فقهی، فتوا و استنباط کرده بودند که خمس مختص سادات است غیر سید و همین طور سهم امام را خمس نمیتواند داد چون خمس را باید به سادات،مجتهد، عالم، فقرا و ضعفا باید داد که به سهم سادات و سهم امام تقسیم میشود که سهم سادات به فقرا و ضعفای سادات تعلق میگیرد و سهم امام به فقرا و ضعفایی که سادات نیستند تعلق میگیرد. حاج آقا رحیم ارباب فتوایشان این بود که هردو را یعنی سهم امام و سهم سادات را باید به سادات داد.
فقیه و مجتهد مکتب اهل بیت(ع) ادامه داد: حاج آقا رحیم ارباب میگفتند سهم فقرایی که سادات نیستند را از زکات، خیرات و صدقات بدهید چون به سادات فقیر زکات و صدقات نمیتوان داد ولی خمس را که به سهم سادات و سهم امام تقسیم میشود را به سادات داده شود.
این نویسنده و پژوهشگر فعال حوزه های دین، فقه، فرهنگ و تاریخ اسلام با بیان خاطرهای گفت: در این زمان من با چشم خودم دیدم که واقعا دلیل بزرگ بر عظمت، بر شخصیت، بر عرفان این مرد بزرگوار و عارف است این بود وقتی که درس تمام میشد در مسجد به اقامه نماز جماعت ظهر و عصر میپرداختند و بعد به منزل میرفتند و من پشت سر ایشان نشسته بودم که برای نماز آمده شوم دیدم که یک شخصی که کیسه پولی دستش بود وارد مسجد شد و پیش حاج آقا رحیم ارباب آمد و پولها را خدمت ایشان گذاشت بین دو نماز ظهر و عصر بود که نماز ظهر که تمام شد حاج آقا رحیم ارباب سؤال کرد این کیسه چیه که آوری اسم پول را اصلا حاج آقا رحیم ارباب نیاورد. معلوم بود پول هست ولی اسم پول را نیاورد گفت این کیسه چیست که آوردی؟ این مرد در جواب سؤال حاج آقا رحیم ارباب گفت: سهم امام است؛ حاج آقا رحیم اصلا باز نکردن کیسه را که ببنید چقدر پول تو کیسه هست بعد حاج آقا از آن شخص پرسید اهل کجا هستید؟ گفت اهل دستجرد هستم فرمودند در دستجرد شما سادات فقیر هستند؟ آن مرد گفت اطلاع و خبر ندارم؛ آیتالله حاج آقا رحیم ارباب لبخندی زدند و فرمودند مؤمن، اشکال یکی بود دو تا شد چطور شما از سادات خبری ندارید چطور شما در این محل زندگی میکنید و نمیدانید سادات، بچههای حضرت زهرا(س)، فرزندان پیغمبر و عزیزان در خانه خدا وضع مادیشان چگونه هست که کمک کنی؟ این پولها را برمیداری به سادات تحویل میدهی فقط به سادات تحویل بده جالب اینجا بود که نماز ظهر را با حاج آقا اقامه کرده بود ولی نماز عصر را نخوانده بود. شخص فرمود حضرت آقا، نماز عصر را بخوانم بعد بروم پولها را به سادات تحویل دهم حاج آقا رحیم ارباب گفتند خیر الان فقیر باشد و تو بدهکار باشی مسئولی، نماز عصر را تا نزدیک غروب میتوانی بخوانی ولیکن این امر واجبتر است که یک نفرسید اولاد حضرت زهرا(س) دلش خوش شود. این شخص پولها را برداشت و نماز عصر هم با حاج آقا رحیم نخواند رفت. من واقعا این صحنه را که مشاهده کردم گریهام گرفت که چقدر این مرد بزرگوار است چقدر امامان و اهلبیت را دوست دارد چقدر به درد مردم میرسد و علاقه به سادات دارد.
نظر حاج آقا رحیم ارباب در مورد نماز جمعه
آیتالله سید باقر آیت میردامادی با اشاره به اینکه اکثر علماء نماز جمعه را واجب کفایی میدانند و میگویند نماز ظهر روز جمعه، مبدل شده به نماز جمعه، باید نماز جمعه خواند و بعد آن نماز عصر را اقامه کرد ولیکن مخیر هستند میتوانند در روز جمعه نماز ظهر بخوانند و میتوانند نماز جمعه بخوانند اگر نماز جمعه خوانند دیگر نیازی به اقامه نماز ظهر نیست افزودند:حاج آقا رحیم ارباب نماز جمعه را واجب عینی میدانستند و با وجود اینکه ایشان رساله هم نداشتند ولی فتوا و نظرشان این بود که نماز جمعه باید حتما روز جمعه خوانده شود و نماز ظهر کافی نیست بعد از پایان نماز جمعه، نماز ظهر و عصر خوانده شود.
نماینده آیتالله العظمی نوری همدانی ادامه داد: موقعی که از طرف شاه یک امام جمعهای برای اصفهان معین شد که در روزهای جمعه نماز جمعه را در مسجد جامع اصفهان برگزارکند ولی این امام جمعه مریدان خیلی کمی داشت شاید از 20 نفر تجاوز نمیکرد و در یک شهر نمیتوان دو تا نماز جمعه برگزار کرد باید یک فرسخ دورتر از آن شهر نماز جمعه دیگری برگزار شود ولی حاج آقا رحیم ارباب نماز جمعه را چون واجب عینی میدانست و هم برای اینکه در شهر دو تا نماز جمعه برگزار نشود در شهرستانهای اطراف اصفهان که یک فرسخ فاصله با شهر داشت در این مکان نماز جمعه را اقامه میکردند و نماز جمعه را تا آخرین روزهایی که ایشان سالم بود و قدرت و توان داشت ادامه داد.
آیتالله حاج آقا رحیم ارباب و بخشش او
آیتالله سید باقر آیت میردامادی گفت: یکی دیگر از خصوصیات حاج آقا رحیم ارباب این بود که بسیار انفاق میکرد شنیده بودم که ایشان پدر ثروتمندی داشتند که مِلکهای زیادی داشت وقتی حاج آقا رحیم ارباب به کسوت روحانیت میپیوند پدرشان رحلت میکند و از پدرشان هم ارث فروانی برد و املاک زیادی را مالک شد همین ایام جنگ جهانی دوم شروع میشود و قحطی شدیدی سراسر ایران را فراگرفت و میلیونها نفر از گرسنگی مردند این عالم بزگوار تمامی املاک خود را فروخت و آذوقه نمود و به مردم محل خود انفاق کرد و در آن تاریخ هزاران نفر گرسنه را از مرگ نجات داد و هیچ چیزی برای خود نگه نداشت و مکرر میفرمود: نمیدانم آیا به وظیفه و تکلیف خود عمل نمودهام یا نه رحمت و درود خدا به روان پاکش.
شاگرد آیتالله حاج آقا رحیم ارباب ادامه داد: آیتالله حاج آقا رحیم ارباب بسیار ساده زیست بود و در خانهای بسیار قدیمی، کاه گِلی زندگی میکرد و اصلا دیوارها را رنگ و سفید نکرده بود و برق و تلفن هم نداشت هرکسی کاری داشت به منزل ایشان میرفت و ایشان هم به کار مردم رسیدگی میکردند.
آیتالله سید باقر آیت میردامادی گفت: آیتالله حاج آقا رحیم ارباب خیلی ولایی اهلبیت بودند ولی عدهای بیسواد و مغرض به ایشان تهمت زده بودند و نسبت تسنن به ایشان داده بودند و میگفتند حاج آقا رحیم سُنی هستد و با اهل سنت خیلی ارتباط دارد و حاج آقا رحیم ارباب در یک جلسهای فرمودند من نمیخوام ادعا کنم ولی شاید کسی کم باشد که بتواند با دلیل عقلی نه نقلی چون ما دو دلیل داریم دلیل عقلی که عقلمان حکم میکند و دلیل نقلی که با خواندن کتابها یاد میگیریم و مسائل را اثبات میکنیم و کمتر کسی هست که بتواند با دلیل عقلی ولایت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) را ثابت کند که آن کسی که قابلیت و لیاقت جانشینی پیغمبر خدا را دارد امیرالمؤمنین(ع) هستند این خیلی مهم است تا با دلایل نقلی و کتاب و روایات، ولایت امیرالمؤمنین را اثبات کند ولی من هستم و میتوانم با دلیل عقلی ثابت کنم برای همه اقشار چه باسواد چه بیسواد که تنها کسی که میتواند بعد از پیغمبر جانشین و خلیفه او باشد امیرالمؤمنین(ع) است ولی من را دارند متهم میکنند که من سنی هستم و امام علی(ع) را قبول ندارم.
نماینده آیتالله العظمی نوری همدانی ادامه داد: صبر و حوصله حاج آقا رحیم ارباب خیلی بالا بود و یک سیدی بود که به درس ایشان میآمد و نسبتاً سوادش خوب بود اما اواخر یک روابط مختصری با بعضی از علمای اهل سنت پیدا کرده بود و نتیجتاً یک مسائلی را که اهل تسنن مطرح میکردند ایشان هم گاهی اوقات در منبر مطرح میکرد یک عده زیادی از علماء و بزرگان با حاج آقا رحیم در افتادن که چرا شما ایشان را گذاشتید و راهش دادید که این حرفا را بزند حاج آقا رحیم ارباب در پاسخ به این عده فرموده بودند که ایشان سید است و از اولاد حضرت زهرا(س) است و این صحبتهایی که میکند نقل و قول هست و این حرفایی که شنیدید همه آنها نقل و قول است. حالا یکی هم که با اهل تسنن رفیق هست این دلیل بر این نیست که انحراف عقیدتی دارد؛ باید عمل مسلمان را حمل بر صحت کرد بنابرین حاج آقا رحیم ایشان را نگه داشت و نگذاشت که مخالفین با این سید کاری کنند و از شهر بیرونش کنند و حاج آقا رحیم در مقابل این همه افراد که با این سید مخالف بودند و تهمتها، توهینها و نسبتهای ناروا به این سید میدادند مبارزه کردند و همین طور تهمت و توهینهایی را که به خود ایشان هم میدادند را تحمل کردند و پشت این سید ایستاد چون اگر پشت این سید نبود مخالفین، آن سید را میکشند و دلیل این همه ایستادگی و مبارزه حاج آقا رحیم ارباب و پشت این سید ماندن این بود که پیش خدا جواب جدش را چی بدهد.
این نویسنده و پژوهشگر فعال حوزه های دین، فقه، فرهنگ و تاریخ اسلام گفت: آیتالله حاج آقا رحیم ارباب در سال 1350 هجری شمسی در سن 105 سالگی در اصفهان بدرود حیات گفتند و در تخت فولاد اصفهان مدفون گردیدند و از ایشان تجلیل بسیار فوقالعاده و آبرومندی کردند.
آیتالله سید باقر آیت میردامادی در پایان در یک جمله آیتالله حاج آقا رحیم ارباب را معرفی کردند و افزودند:آیتالله حاج آقا رحیم ارباب، مردی عالم، عارف، فقیه، حکیم، متدین و متقی به احلی درجه بودند.
گفتگو از علیرضا برومند