ماجرای توبه کریم تارزن و منبر آیت‌الله سید هاشم میردامادی

حجت‌الاسلام هاشمی‌نژاد به توبه کریم تار زن در مجلس آیت‌الله سید هاشم میردامادی نجف آبادی اشاره کرد و گفت: در مشهد مطربی به نام کریم تارزن بود که آلوده و خیلی بد بود.

زمان مطالعه: ۴ دقیقه

ربا در آخرالزمان/ پیش بینی کاشف‌الغطاء از اوضاع تهران!به گزارش خبرنگار عترتنا؛ حجت‌الاسلام والمسلمین سید حسین هاشمی‌نژاد، خطیب حوزوی شب گذشته سیزدهم مردادماه در مراسم عزاداری هفتمین شب ماه محرم در حسینیه بیت‌الرقیه (س) تهران طی سخنانی با اشاره به روایتی از امام صادق (ع) که می‌فرمایند: هرکس عُجب داخل نفسش شد هلاک می‌شود گفت: مومن باید خودش را نبیند مردم را بهتر بداند. هنگانی که انسانی عجب در نفسش باشد و خود را بالاتر از همه ببیند به خود می‌گوید: شب‌ها روضه بودم، گریه کردم مثل من کسی نیست؛ اما این فرد بداند که عُجب باعث حبط اعمال می‌شود و اعمال صالح ما را فاسد می‌کند.

نشانه‌های کمال عقل

ای خطیب حوزوی اظهار کرد: امام رضا (ع) در روایتی به ۱۰ خصلت از نشانۀ کمال عقل اشاره کرده است. حضرت فرمود «عقل شخص مسلمان تمام نیست، مگر این که ۱۰ خصلت را دارا باشد: ۱. از او امید خیر باشد ۲. از بدی او در امان باشند ۳. خیر اندک دیگری را بسیار شمارد ۴. خیر بسیار خود را اندک شمارد. ۵. هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود ۶. در عمر خود از دانش‌طلبی خسته نشود ۷. فقر در راه خدایش از توانگری (توأم با فساد) محبوب‌تر باشد ۸. خواری در راه خدایش از عزّت با دشمنش محبوب‌تر باشد ۹. گمنامی را از پرنامی خواهان‌تر باشد. ۱۰. احدی را ننگرد جز این که بگوید او از من بهتر و پرهیزکارتر است».

ماجرای عابد و فاسق

وی به روایتی از امام صادق (ع) پرداخت و افزود: دو مرد وارد مسجد می‌شوند یکی از آن دو عابد است و دیگری فاسق، اما هنگامی که از مسجد بیرون می‌روند آن فاسق به صدّیق (مؤمن راستین) تبدیل شده است و آن عابد به فاسق. علّتش این است که وقتی آن عابد وارد مسجد می‌شود، به عبادت خود می‌نازد و همه فکرش در این باره است. اما فاسق در اندیشه پشیمانی از بد کرداری خویش است و از این رو، برای گناهان خود از خداوند طلب آمرزش می‌کند.

ماجرای توبه کریم تارزن و منبر آیت‌الله سید هاشم میردامادی

ماجرای توبه کریم تارزن

حجت‌الاسلام هاشمی‌نژاد به توبه کریم تار زن در مجلس آیت‌الله سید هاشم میردامادی نجف آبادی اشاره کرد و گفت: در مشهد مطربی به نام کریم تارزن بود که آلوده و خیلی بد بود. روزی تارش سر شانه‌اش بود و داشت می‌زد و می‌رفت. در راه دید یک جایی جمعیت خیلی زیاد است! دم بازار فرش فروشای مشهد پرسید چه خبر است؟ گفتند که آسید هاشم نجف آبادی اینجا منبر میرود.

وی ادامه داد: آیت الله سید هاشم میردامادی ایشان اهل دل و صاحب نفس بود طوری که نفسش در مردم اثر می‌کرد. کریم تارزن یک مرتبه با خودش گفت که در خانه خدا بروم و ببینیم این چه می‌گوید که این قدر مردم اینجا جمع شده اند! وارد مسجد شد و شلوغ بود و همان دم در که مردم کفشهای خود را می‌گذارند زانو زد و نشست!

ابیاتی که کریم تارزن را بیدار کرد!

این خطیب حوزوی افزود: مرحوم آسید هاشم روی منبر نشسته بود و دید یک مشتری برای او آمده است و از آن مشتری‌های عالی است و بحث خود را عوض کرد و درباره توبه و رحمت و مغفرت حق سخن گفت و با لحن شیرینی که داشت شروع کرد این ابیات معروف را خواند:
باز آی باز آی هر آنچه هستی بازآی‌
گر کافر و گبر و بت پرستی باز آی
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی باز آی

حجت الاسلام هاشمی نژاد اظهار کرد: بعد از خواندن این اشعار، تارزن شروع به گریه کردن نمود و دست‌های خود را بلند کرد و صدا زد آی آقا یه سوال دارم! . سرها برگشت عقب ببینند سوال کننده کیست که دیدند همان مطرب تارزن به این مجلس آمده است! آیت الله میردامادی به وی گفت سوال خود را بپرس و آن مطرب گفت: روی منبر از قول خدا می‌گویی: باز آی باز آی هر آنچه هستی باز آی. سوالم من این است که اگر من که آلوده هستم و برگردم خدا راهم می‌دهد؟! چون من خیلی بدم.

وی ادامه داد: آیت الله میردامادی گفت عزیز دلم! درب خدا به روی تو باز است و خدا در را به روی تو باز کرده است و من هم برای تو منبر رفتم و خدا این مجلس را هم برای تو آماده کرد است! کریم تارش را بلند کرد و به زمین زد و تار شکست و گفت: حاج آقا قیامت شهادت بده که من آمدم و آشتی کردم.

رجوع مردم به کریم تارزن برای حاجات

حجت الاسلام هاشمی نژاد در پایان گفت: یکی از علمای بزرگ مشهد می‌فرمود کار این تارزن به جایی رسید که هر که در مشهد یک حاجت سختی داشت، صبح پیش این تارزن می‌آمد و می‌گفت آقا امروز رفتی حرم امام رضا (علیه السلام) سفارش مرا بکن و وی هم می‌رفت و سفارش می‌کرد و امام رض (علیه السلام) حرف این مطربه را می‌خرید.

خبرنگار: علیرضا برومند

*اختصاصی عترتنا

پایان پیام/.