هدایت پرس: نماینده تامالأختیار آیتالله نوری همدانی گفت: آیتالله کاشانی پس از رحلت آیتالله بروجردی، خطاب به گروهی که دربارهی مرجع بعد از آیتالله بروجردی از وی سؤال کرده بودند، چنین پاسخ داده بود: «بروید سراغ حاجآقا روحالله.»
به گزارش پایگاه تحلیلی هدایت پرس؛ برگهای تقویم را که ورق میزنیم به ایستگاه ۳۰ تیر که روز بزرگداشت مرحوم آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی(ره) نامیده شده است میرسیم؛ در سحرگاهی مبارک از سال ۱۲۶۴ شمسی در تهران، سپیدهای نمایان گشت که او را «ابوالقاسم» نامیدند. پدرش، آیتالله حاج سید مصطفی کاشانی، از علما و مراجع بزرگ شیعه در عصر خویش بود که در سال ۱۲۸۰ شمسی از ایران به نجف اشرف هجرت کرد و به تحقیق و تدریس پرداخت.
سید ابوالقاسم که در این هنگام، جوانی شانزده ساله بود ـ همراه پدر عازم نجف اشرف گردید و در آن جا علاوه بر استفاده از حلقه درس پدر و دیگر اساتید، دوره سطح را به پایان برد و سپس در درس آیتالله میرزا محمدتقی شیرازی و آیتالله آخوند خراسانی شرکت جست.او از همان آغاز جوانی به نکته سنجی و دقت نظر مشهور شده و در دانش سرآمد بود؛ به طوری که در ۲۵ سالگی به درجه اجتهاد دست یافت و بزرگانی مانند آیتالله شیخ الشریعه اصفهانی، آیت الله آقا ضیاءالدین عراقی و آیت الله صدر در نوشتههای خود، مقام علمیاش را با القابی نظیر «شکافنده دریای علم»، «کلید در گنجهای دقیق» و… ستودند و آیتالله میرزا محمدتقی شیرازی، تقلید از وی را تأیید مینمود. به همین مناسبت و به منظور بررسی بیشتر شخصیت این عالم بزرگوار و مجاهد، با آیتالله سید باقر آیت میردامادی، محقق و نویسنده حوزوی گفتگویی انجام دادیم که در ادامه از نظر میگذرد.
از زمان آشناییتان با آیتالله کاشانی بفرمایید؟

بنده در زمان آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی نوجوان بودم و حدود ۱۵ سال بیشتر نداشتم و برای درس طلبگی به مدرسه جده بزرگ اصفهان رفتم و در اصفهان که مشغول درس و بحث بودم و اسم آقای کاشانی را در اصفهان شنیدم و سخنرانیها و برنامههای ایشان را در روزنامهها و رادیو، تلویزیون دنبال میکردم.
ایشان با حکومت وقت که محمدرضا شاه پهلوی بود مبارزه کرد و مسئله ملی شدن صنعت نفت را مطرح کرد در این موقع نفت در اختیار خارجیها( آمریکا و انگلیس) بود و شاه هم نوکر آمریکا و انگلیس بود. پس از ترور رزمآرا هیچ کس جرأت مقاومت در برابر طرح ملی شدن صنعت نفت را نداشت. از این رو با تلاش تعداد کمی از نمایندگان مجلس، در ۲۴ اسفند ۱۳۳۹، طرح ملی شدن صنعت نفت در مجلس شورای ملی به تصویب رسید و در ۲۹ اسفند همان سال از تصویب مجلس سنا نیز گذشت و به این ترتیب در اثر تلاش و فداکاری مردم به رهبری آیتالله کاشانی یکی از آرزوهای ملت ستمدیده ایران، به ثمر نشست.
حسین علاء که پس از رزم آرا به نخست وزیری رسیده بود، بیش از دو ماه دوام نیاورد. بعد از استعفای علاء، دکتر مصدق در هفتم اردیبهشت ۱۳۳۰ به نخست وزیری رسید و آیت الله کاشانی در حمایت از او اعلام داشت که دست وی را در انتخاب وزیران باز خواهد گذاشت و هیچ گونه دخالتی در این باره نخواهد کرد. او برای پشتیبانی از دولت دکتر مصدق در برابر کارشکنیها و تهدیدهای انگلستان، مردم را به اجتماع در میدان بهارستان فراخواند و طی پیامی که برای اجتماع کنندگان فرستاد، آنان را نسبت به کارشکنیهای انگلیس در همدستی آمریکا با وی، آگاه کرد.
منزوی کردن آیتالله کاشانی
در این هنگام استعمار انگلیس برای ضربهزدن به جبهه انقلابیون، نقشه ترور شخصیت آیتالله کاشانی را اجرا کرد و از رو تبلیغات وسیعی علیه او به راه انداخت و دشمنان آگاه و دوستان نادان دست به دست هم داده تا به آرزوی نامیمونِ استعمار جامه عمل بپوشانند و ضمن ایجاد شکاف بین مصدق، خانه آیت الله کاشانی را با مواد آتش زا، چوب و سنگ مورد حمله قرار دادند. با این حال، وقتی این روحانی دلسوز نسبت به دولت مصدق احساس خطر کرد در روز ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ نامهای به مصدق نوشت و او را از وقوع یک کودتا به دست زاهدی آگاه کرد. ولی با تأسف در اثر بیتوجهی، سهل انگاری و همکاری مصدق با عوامل کودتا، در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سرلشکر زاهدی به کمک آمریکا کودتا کرد و مصدق بدون هیچ گونه مقاومت شایستهای کشور را به دشمن سپرد و نتایج سالها تلاش و فداکاری ملت بر باد رفت.
انقلاب ۱۹۲۰ عراق
او در این انقلاب نقشی یگانه داشت، آیت الله کاشانی به منظور آماده کردن مردم و سران عشایر برای مبارزه با سلطه استعمار، از نجف به کاظمین رفت و آن جا را برای شروع یک حرکت انقلاب برگزید. با آغاز فعالیتهای ضداستعماریش، علمای بزرگی چون آیتالله میرزا محمدتقی شیرازی و شیخ الشریعه اصفهانی با نوشتن نامههایی به یاری وی برخاستند و به دنبال آن، عمدهای از سران عشایر نیز به تأیید حرکت او پرداختند.
پس از آن که راههای مسالمت آمیز برای استقلال عراق به نتیجه نرسید، آیت الله کاشانی عدهای از علمای حوزه، بزرگان عشایر و سران عرب را در پانزدهم شعبان ۱۳۳۸ ق. به منزل خود در کربلا فراخواند. و مسأله قیام مسلحانه بر ضداستعمار انگلیس را به بحث گذاشت. در آن جلسه مخفیانه تصمیم بر آن شد که پنج نفر از شرکت کنندگان، مسأله را با آیت الله شیرازی در میان بگذارند و آنان نیز پس از صحبت با آن مرجع بزرگ، از او اجازه قیام مسلحانه گرفتند.
با شروع نبرد بین انقلابیون و نیروهای انگلیسی، آقای کاشانی از آیت الله شیرازی فتوای جهاد گرفت و به این ترتیب قیام در سرتاسر مناطق اشغالی فراگیر شد و بعضی از شهرها و مناطق بدست مسلمانان آزاد گردید.
پس از شکست انقلاب عراق، او به تقاضای عدهای از مردم عراق و سران عشایر برای در امان ماندن از کینه استعمار انگلیس، عازم ایران گردید و بعد از چند روز توقف در شهر قم، در سیام بهمن ۱۲۹۹ وارد تهران شد.
آیتالله میردامادی در پاسخ به این سؤال که چه ویژگیهایی آیتالله کاشانی را در تاریخ ایران ماندگار کرد؟ گفت: او از جوانی دارای افکار آزادیخواهانه و ستم ستیز بود و از این رو در منطقهای به وسعت جهان اسلام با استعمار و استبداد وارد مبارزه شد. آیتالله کاشانی در نهضت مشروطه، مشاور شخصیتی چون آیتالله آخوند خراسانی (از رهبران اصلی نهضت) بود و او را در تصمیمگیری و تنظیم اعلامیهها یاری میداد.
در جنگ جهانی اول که نیروهای انگلیسی بعضی از شهرهای عراق از جمله «فاو» و «بصره» را اشغال کرده بودند، آیت الله کاشانی به دلیل جوان بودن و پرشورتربودن، در صف اول نبرد علمای شیعه با متجاوزین قرار داشت، آنان با جنگهای چریکی و پی در پی، نیروهای دشمن را در منطقه «کوت العماره» زمینگیر کردند و سرانجام پس از هیجده ماه جنگ و مقاومت، به کمک دولت عثمانی، نیروهای انگلیسی را وادار به تسلیم نمودند.
انتقام جوئی استعمار
با شروع جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط نیروهای متفقین، استعمار انگلیس که از مبارزات آیت الله کاشانی در عراق ضربات سختی خورده بود با شایع کردن همکاری او با آلمانیها، تصمیم به دستگیریاش گرفت تا بدون مزاحمت وی بتواند در انتخابات دوره چهارم دهم مجلس دخالت کند. به همین منظور در خرداد ۱۳۲۲ چند افسر انگلیسی برای دستگیری آن روحانی مجاهد به منزلش هجوم بردند. اما بر اثر هوشیاری و فداکاری یارانش ناکام ماندند. آیتالله کاشانی به ناچار مخفی گردد.
کاشانی مدت یک سال، مخفیانه به مبارزهاش ادامه داد تا این که انگلیسیها در هنگام انتخابات مجلس از محل اقامتش در تهران (امامزاده قاسم شمیران) باخبر شده و او را دستگیر کردند. با وجود این که وی از سوی مردم تهران به عنوان نماینده انتخاب گردیده بود، به دستور فرستاد ارتش متفقین، از لیست اسامی نمایندگان حذف شده و به زندان روسها در رشت فرستاده شد. او پس از چندی به زندان انگلیسیها در اراک و سپس به زندانی در کرمانشاه منتقل گردید. سرانجام پس از تحمل یک سال و چهار ماه زندان در سختترین شرایط، در ۲۴ مرداد ۱۳۲۴ آزاد گشت و روز جمعه، سی و یکم شهریور، میان انبوه استقبال کنندگان وارد تهران شد.
ارتباط آیتالله کاشانی با امام خمینی

اختلافی که بین دکتر مصدق و آیتالله کاشانی افتاد اینقدر رسانهها، تلویزیون، مطبوعات بر علیه آیتالله کاشانی صحبت میکردند این مرد خانه نشین شد به قدری ایشان ناراحت بود که مرحوم امام خمینی(ره) که این موقع نوجوان و حدود ۱۵ سال داشت در این دوران نوجوانی مرید آیتالله کاشانی بود و در تاریخ مینویسند که مرحوم امام خمینی که در قم جز مدرسین بود هر چند وقت یکبار به تهران میآمد و به منزل آیتالله کاشانی میرفت و با ایشان تبادل نظر میکرد.
از امام خمینی(ره) نقل است که فرموده بودند به قدری بر علیه آیتالله کاشانی سخنرانی شده بود و روزنامهها، رسانهها و تلویزیون صحبت کردند تمام مردم از آیتالله کاشانی فاصله گرفته بودند ودیگر مرحوم کاشانی منبر و مسجد نمیرفتند.
و از امام خمینی(ره) نقل است که در مجلس ختمی که برای یکی از روحانیون تهران شرکت کرده بودم و عدهای زیادی از روحانیون و عموم مردم در این مجلس ختم بودند دیدم آیتالله کاشانی هم در این مجلس ختم وارد شدند یک نفر جلو ایشان بلند نشد که به آیتالله جایی برای نشستن بدهند و حتی بعضی از روحانیون هم نسبت به ایشان بدبین شده بودند و امام خمینی گفت من جایی برای ایشان معین کردم و ایشان کنار من نشستند.
بعد از رحلت آیتالله العظمی بروجردی

نماینده تامالأختیار آیتالله نوری همدانی گفت: آیتالله کاشانی پس از رحلت آیتالله العظمی بروجردی، خطاب به گروهی که دربارهی مرجع بعد از آیتالله العظمی بروجردی از وی سؤال کرده بودند، چنین پاسخ داده بود: «بروید سراغ حاجآقا روحالله.»
رحلت آیتالله کاشانی

سرانجام روحانی مجاهد با دلی پرخون از شکست نهضت و برقراری دوباره حکومت فساد، در ۲۳ اسفند ۱۳۴۰ چشم از جهان فروبست و پیکرش در میان انبوه مشتاقان تا حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام تشییع گردید و بین مزار آن حضرت و امامزاده حمزه به خاک سپرده شد.
آیتالله کاشانی در یک جمله

آیتالله سید باقر آیت میردامادی در پایان در یک جمله آیتالله کاشانی را معرفی کردند و افزودند: نابغه کشور، بینظیر در دوران خودش و عالم به تمام معنا بود و نابغه به کسی میگویند که کاری میکند که افراد دیگر این کار را نمیتوانند انجام دهند منحصر به این یک نفر است مثل یک بچه پنج ساله که قرآن را حفظ کند و آیتالله کاشانی کسی بود که در سن ۲۵ سالگی به اجتهاد رسید و در دوران جوانی با پهلوی، آمریکا و انگلیس مبارزه کرد.
گفتگو از علیرضا برومند